مقدمه:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهم أخرجنا من ظلمات الوهم، و أكرمنا بنور الفهم، اللّهم افتح علینا ابواب فضلك، و انشر علینا خزائن علمك.
بحث ما در جامعه كبیره دارای مقدماتی است كه انشاءالله در طول مباحث به آنها خواهيم پرداخت.
اما لازم میدانم كه دو بحث كلی را عرض كنم: اول، در شأن صدور جامعه كبیره است كه در واقع "زمان شناسی" جامعه كبیره است. و دوم، مقامات اهلبیت ع در جامعه كبیره است.
در مورد اول بايد گفت كه یكی از جهات صدور جامعه كبیره از امام هادی ع این است كه جامعه شیعی در عصر امام هادی ع به دو گروه تقسیم شده بود. گروهی كه نسبت به اهلبیت ع گرفتار غلو شده و قائل به حلول و تفویض بودند كه باعث رشد صوفیه شده بود و میبینیم بیشترین روایاتی كه در مورد صوفيه و صوفیگری است مربوط به همان فضا میباشد؛ البته اين رشد از زمان امام كاظم ع شروع شد و از دوره امام رضا تا امام هادی عليهماالسلام این روایات بیشتر منتشر شد.
پس یك گروه از جامعه شیعی در آن عصر به سمت افراط و غلو حركت كرد و قائل به تفویض شد. تفویض به این معنا كه ربوبیت را از اوصاف الهی منسلخ كرده و آن را به غیر خدای متعال یعنی به اهلبیت ع نسبت دادند؛ كاری كه یهود كردند و قرآن هم آنان را لعن میكند، «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا» "يهود گفتند: دست قدرت خدا بسته است! به واسطه اين گفتار دروغ دست آنها بسته شده و به لعن خدا گرفتار گرديدند،" (مائده:64). بنابراین در جامعه شیعی یك دسته ایجاد شدند كه عملا نفی ربوبیت از خدای متعال كردند و آن را به حضرات معصومین ع نسبت دادند. شاید به این دلیل فرموده باشد: «إياكم و الغلو فينا قولوا إنا مربوبون و اعتقدوا في فضلنا ما شئتم».
این دسته افراطی، در اعماق جامعه شیعی نفوذ كرده و موجبات وهن تشیع را فراهم كرده بودند. لذا دستهای حكومتی بنی عباس هم از این فضای گل آلود استفاده میكرد و اهلبیت ع را متهم به ترویج چیزی غیر از توحید میكرد.
از آن طرف گروه دوم ظهور كرد كه جایگاه خیلی خوبی هم پیدا كرد. دسته ای بودند كه در مقابل اینها(به صورت غير منصفانه و غير حق) قرار داشتند، اينها در حقیقت باطلی را جایگزین باطل دیگر كردند. به این صورت كه ترّة ً آنچه را كه از مقامات معنوی اهلبیت ع نقل میشد را رد میكردند. حتماً شنيديد كه در گذشته كسانی در همین شهر قم بودند و به دلیل نقل روایات منقبتی اهلبیت ع از این شهر اخراج شدند. اين گروه به دلیل عدم تعریف صحیح غلو، گاهی دامنه مقابل غلو را گسترش میدادند و تفریطی گری را رواج میدادند. یعنی به عنوان مبارزه با افراط، یك جهت تفریطی بوجود آورده بودند. به این صورت كه تفریطی گریها بجای اصلاح اين گروه، اصل روایت را زیر سؤال میبردند و آن را به طور كلی رد میكردند.
لذا در جامعه شیعی رعايت حد وسط نشد و معارف اهلبیت ع در یك غباری قرار گرفت.
بالاخره گروهی این كرامات و مناقب را از اهلبيت ع دیده بودند و نمیتوانستند منكر آنها شوند ولی در فهم آنها دچار غلط و اشتباه میشدند و آن را به ربوبیت نسبت میدادند و از طرف دیگر هم، افرادی میدیدند كه ربوبیت در این مورد استفاده شده است، و منفعلانه اصل ماجرا را نفی میكردند. متأسفانه از اينگونه افراد در این زمان هم ديده میشوند. یعنی امروز هم اگر كتب صوفیگرا را مطالعه كنید متوجه میشوید كه بسیاری از مطالب و روایاتی را كه اینها نقل كردند جزء روایات حقه ما میباشد كه در واقع از ما به سرقت رفته است. در طرف مقابل هم بجای اینكه ما روایات مسروقه خودمان را برگردانیم، آن روایات را به طور كلی نفی كردیم.( بعنوان نمونه، بنده كتاب مشارق الأنوار را به یك عالم مجتهدی نشان دادم و ايشان فرمودند كه اینها بیجا و غلط است و همين كتاب را به مجتهد دیگری نشان دادم و ایشان آن كتاب را بوسیدند و روی پیشانی خود قرار دادند).
با توجه به اين شرايط و اوضاع پيش آمده، امام هادی ع برای اینكه حد وسطی را تبیین كرده باشند و راه اعتدال را به ما نشان داده باشند، زيارت جامعه كبیره را بیان فرمودند. پس جامعه كبیره در واقع، حد وسط بین افراط و تفریط و ميانه روی در عقيده به اهلبیت ع است.
در جامعه كبیره اركانی وجود دارد. یكی از مهمترین اركان جامعه كبیره این است كه برای حضرات معصومین ع كیفیت و مقام مستقلی جدای از خداوند متعال نمیدانیم و نمیشناسیم. اینگونه نیست كه ما برای اهلبیت ع حیثیت مستقله و ولایت مستقلهای در نظر بگیريم؛ بلكه جامعه كبیره در بر دارنده ولایت تكوینیه است كه در بعضی از موارد میتوان آن را به ولایت تشریعیه هم سرایت داد. مثلا آنجا كه میگوییم: «بموالاتكم علّمنا الله معالم دیننا» خدا به وسیله شما چهارچوبها و علمهای دین را به ما یاد داد. منتها در بیشتر موارد ولایت تكوینیه را بیان میكند: «إیاب الخلق إلیكم و حسابهم عليكم» حساب و ورود مردم بعد از حشر و نشر با شما و به سمت شماست.
لذا اولا ولایت تكوینیه را به خدا نسبت میدهد و از طرفی هم مراحل ولایت تكوینیه را به اهلبیت ع نسبت میدهد.
مراحل ولايت تكوينيه
ولایت تكوینیه چهار مرحله كلیه و يا چهار حیطه دارد:
1- "ولایت در ایجاد و خلق"
ما این نوع ولایت را ذاتا و استقلالا به خدا و عرضا به اهلبیت ع نسبت میدهیم. كما اینكه قرآن كریم به حضرت عیسی ع نسبت داد كه حضرت ع فرمودند: «أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّه» "من از طرف خدا معجزى آوردهام، من از گل مجسمه مرغى ساخته و بر آن (نفس قدسى) بدمم تا به امر خدا مرغى گردد"(آل عمران:49). در این آیه حضرت عیسی ع در واقع ولایت در ایجاد را إعمال كرد كه قرآن كریم آن را حكایت میكند. این ولايت عرضا اتفاق افتاد كه ما در جامعه كبیره همین را به اهلبیت ع نسبت میدهیم. بنابراین اگر امیرالمؤمنین میفرماید: «أنا احیی و امیت» "من حیات میدهم و حیات میگیرم"، حرف عجیبی نیست، بلكه همان چیزی است كه در قرآن كریم از عیسی بن مریم بیان شده است.
2- "ولايت در إنماء"
بعد از آنكه خلق بوجود آمد، این خلقت نیاز به استمرار دارد كه ما به آن میگوییم ولایت إنماء. این ولایت یعنی استمرار در وجود و خلقت و استمرار در هستی كه این نوع ولايت ذاتا از آن خداوند متعال است كه ما به ربوبیت از آن یاد میكنیم. اما عرضا به حضرات معصومین ع قابل اطلاق است. مثل از نقص به كمال رسیدن. مریضی نوعی نقص است كه عیسی بن مریم ع با شفا دادن شخص مريض او را به كمال میرساند. تأثیر گذاری بر علل در عالم طبیعت و یا برداشتن علیت از علت یا سببیت از سبب هم در حيطه اين نوع ولايت صورت میگيرد. « قُلْنا يا نارُ كُوني بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهيم» "ما خطاب كرديم كه اى آتش سرد و سالم براى ابراهيم باش" (أنبیاء:69). اگر ما در مورد چنين قضايايی حرف بزنيم میگوییم كه معجزه است، اما عمق و حقيقت این معجزه ولایت تكوینیه است. پس برای اولیاء خدا، ولایت در إنماء هم ثابت است.
3- "ولايت در إفناء و تحول"
سومین حیطه از ولایت، ولایت در إفناء و تحول و ولایت منزل به منزل است. مثل انسان كه از عالم صلب به عالم رحم و از عالم رحم به عالم ملك و عالم ملك به عالم برزخ و عالم بررزخ به عالم ملكوت حركت میكند. این نوع ولایت هم، اصالتا و ذاتا برای خداوند متعال و عرضا برای اهلبیت ع ثابت است. امیرالمؤمنین ع فرمود: «یا أخا حمدان فمن یمت یرنی» "هر كس بمیرد من را میبیند"، یعنی تحت لوای من حركت میكند.
4- "ولایت در جزاء"
در این نوع از ولایت، شفاعت و حساب كه به دست اهلبیت ع است بحث خواهد شد.
بنابراین، چهار شاخه ولایت تكوینیه را جامعه كبیره برای ما تبیین خواهد فرمود. یعنی جامعه كبیره این چهار ولایت را عرضا (نه به طور مستقل) به اهلبیت ع نسبت میدهد كه هم اشتباه و تقصیر گروه اول و غلو گنندگان و افراطی گران و هم تقصیر گروه دوم و تفريطی گران را جبران كرده باشد.
انشاءالله در جلسه آینده در خصوص كلمه سلام بحث خواهیم كرد.
متنی هم كه انشاءالله بعنوان پایه قرار میدهیم و چند متن دیگر در كنارش خواهیم گذاشت، كتاب "أنوار الساطعه" آقا شیخ جواد كربلایی خواهد بود.
تاریخ برپایی کلاس: ۱۲مهر ماه ۱۳۸۸ برابر با ۱۵ شوال المکرم ۱۴۳۰