امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

اللّهم أخرجنا من ظلمات الوهم، و أكرمنا بنور الفهم، اللّهم افتح علینا ابواب فضلك، و انشر علینا خزائن علمك.

خلاصه بحث گذشته

بحث ما در مورد «معانی سلام» بود. «سلام» را از منظر "اسمی" و از منظر "مقام" برسی كردیم. از منظر اسمی گفتیم كه سلام اسمی از اسماءالله است. جهتش هم معنای لغوی آن است و آن اینكه "سلام" به معنای عاری بودن از عیب و نقص است. بنابراین خداوند متعال "سلام" است به جهت این‌كه هیچ عیب و نقصی ندارد. و بعد عرض كردیم كه معنای دیگر سلام "تسلیم" است(با صرف نظر از معنای لغوی و صرفی)  كه اگر ما سلام را از لحاظ اسمی بررسی كنیم به این نتیجه می‌رسیم كه خدای متعال همه كمالات قابل تصور را به نبی مكرم اسلام و اهلبیتش إعطاء فرموده است. پس حضرات معصومین علیهم الصلاة و السلام از جانب خداوند تبارك و تعالی واجد همه كمالات شدند.

وقتی از جهت "مقام" نگاه كردیم، گفتیم كه وقتی اهلبیت ع را مورد خطاب قرار می‌دهیم و می‌گوییم «السلام علیكم» منظورمان این است كه اهلبیت(ع) عاری از هرگونه عیب و نقص و ابرامی هستند. و مطابق آیه تطهیر هیچ‌گونه آلودگی، قذارت و رجسی ندارند و این‌كه حضرات معصومین(ع) دارای همه كمالات وجودند. لذا عالی‌ترین محل تجلی اسماء و صفات الهی، معصوم سلام الله علیه است. پس معصوم(ع) محل تجلی اسماء و صفات خداوند است.

تتمه ای را هم گفتیم و آن این‌كه اگر معنای "تسلیم" و "تخاطب" را با هم جمع كنیم معنایش این می‌شود كه وقتی می‌گوییم «السلام علیكم یا اهل بیت النبوة» در واقع می‌گوییم كه خودمان و نفس و جان و مال‌مان را ابداً به حضرات معصومین ع تسلیم می‌كنیم. لذا در متن جامعه هم ذكر شده است كه « بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي ». در واقع هر چیزی كه می‌تواند به من تعلق داشته باشد فدای شماست. این "مقام تسلیم" در مقابل ائمه (ع) است كه روایتی از امام رضا (ع) هم در این باب بیان كردیم.

چند نكته

نكته اول

و اما در ادامه به چند نكته اشاره می‌كنیم. اول این‌كه، خود سلام یك نوع "تحیت" است. ریشۀ تحیت "محبت" است. پس وقتی به كسی سلام می‌دهیم، در واقع ابراز محبت می‌كنیم. لذا وقتی به اهلبیت ع سلام می‌دهیم، با نگاه ساده، به این معناست كه من محبّ و دوست‌دار شما هستم. بنابراین اعلام می‌كنیم كه از ناحیه من نسبت به شما درشتی و گزند و آسیبی نمی‌رسد. ولی اگر بخواهیم از دید اصولی به این معنا نگاه كنیم، می‌گوییم كه وقتی متكلم لفظی را به كار می‌برد در مراد و منظور او دو احتمال وجود دارد. یكی "مراد استعمالی" و دیگری "مراد جدّی" اوست. حال در زیارت ما باید كدام مراد را داشته باشیم! معلوم است كه مراد و منظور ما باید "مراد جدی" باشد. آیا واقعا ما در مرادمان جدی هستیم؟ آیا واقعا همه هستی ما تسلیم آن‌هاست؟‌ آیا واقعا هیچ گزندی از ناحیه ما به آن‌ها نخواهد رسید؟! لذا ما در اول زیارت، گاهی با "نفاق" وارد می‌شویم و یكی از دلایلی كه در زیارت توفیق پیدا نمی‌شود، دليلش همین است. چه گزندی بالاتر از معصیت و گناه و بی تقوایی وجود دارد! در روايت از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند: «فَإِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍّ ع مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ»"شيعه علی(ع) كسی است كه شكم و شهوتش را پاك نگه دارد"(وسائل‏الشيعة ج : 1 ص : 87). بنابراین یك نكته این است كه من اعلام تحیت می‌كنم. «تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلام‏» (احزاب:44). (تحیت ملائكه و بهشتیان سلام است‌). یعنی تحیت از "جنس ملكوت" سلام است. نه این‌كه تحیت از جنس مُلك سلام باشد. رسول مكرم اسلام كه آمد درهای ملكوت را به روی عالم باز كرد، لذا "سلام" قبل از اسلام نبود. و با باز شدن درهای ملكوت برای عالم، مردم با هم تحیت ملكوتی پیدا كردند. این تحیت، تحیتی است ملكوتی و برای اینكه حقش ادا شود، راهی جز این ندارد كه از ملكوت وجود انسان كه همان قلب اوست سرچشمه بگیرد و برای اینكه از قلب سرچشمه بگیرد، باید قلب از قذارات و پلیدی‌ها پاك باشد. در روایت هست كه شخصی به امام صادق ع عرض كرد كه آقا جان ما مخلص شماییم. حضرت فرمود كه آیا شما قلبی مثل ابراهیم خلیل دارید كه هیچ غل و غشی نداشته باشد؟ اگر چنین قلبی دارید كه راستگو هستید وگرنه باید بگویید كه دوستدارتان هستیم نه این‌كه مخلص شما هستیم. از برخی از كلمات اهلبیت ع هم بر می آید كه آن‌ها از وجود شیعه یك انتظار ملكوتی دارند؛ در آن‌جا كه از امام صادق ع روایت داریم كه فرمودند«لَا تُتْعِبُونَا بِالشَّفَاعَة»(وسائل‏الشيعة ج : 15 ص : 248)، كه ما را به زحمت شفاعت نیندازید. نه به این معنا كه شفاعت برای ما زحمت دارد بلكه به این معنا كه شأن شما بالاست و شما شفیع هستید. امیرالمؤمنین به یكی از یاران خود می‌فرماید كه در روز قیامت هر رفتاری كه پیامبر اكرم ص با من داشته باشد من هم همان رفتار را با شیعیان خود دارم.

پس تحیت علامت محبت است و محبت ساكن قلب است و باید از قلب خارج شود و به این معناست كه آسیبی از ناحیه من به شما نمی‌رسد.

نكته دوم

نكته دوم اینكه "سلام" علامت رابطۀ معنوی است و حرمت می آورد. خداوند تبارك و تعالی در آيه 94 سوره نساء می‌فرمايد وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنا» (به كسى كه نزد شما اظهار اسلام مى‏كند، نگوييد: مؤمن نيستى)‏، اگر كسی به شما سلام كرد او را متهم به مومن نبودن نكنید، زيرا او سلام كرده و سلام حرمت دارد. پس با سلام دادن به امام (ع) حرمت پیدا می‌كنیم. یعنی خدای متعال این اسمش را در اختیار ما قرار داده است تا نقصان و كمبودی را كه بابت نفسانیات و معاصی در وجود ما وجود دارد با این اسم خداوند تبارك و تعالی جبران كنيم. ممكن است بگوییم كه: «من كه از اول با نفاق وارد شده ام و قلبم تاریك و سیاه است، پس چه كنم؟» خداوند می‌فرماید كه من از قبل به آن‌ها دستور دادم كه: «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنا» كه اگر كسی به شما سلام كرد به او نگویید كه تو مؤمن نیستی و او را متهم نكنید. بنابراين با اسم الله، این یك نوع ورود به حریم اهلبیت وجود دارد. وقتی ما می‌خواهیم به حریم اهلبیت ع برویم، باید با اسم خدا وارد شویم كه در زیارت هم می‌گوییم «السلام علیكم يا أهل بيت النبوّة».

نكته سوم

نكته آخر هم این است كه در بعضی از شروح مثل شرح "انوارالساطعه" فرموده است كه "سلام" در رابطه با ما و امام معصوم (ع) دو مصداق دارد. یك مصداق همان "تسلیم" بود كه بیان شد و آن به این معنا بود كه جان و مال و همه چیزمان در خدمت معصوم (ع) است. مصداق دیگرش این است كه ما یك معنای دیگر برای "تسلیم" داریم و آن این است كه: چیزی را باید تسلیم امام (ع) بكنی كه به عنوان امانت به ما داده شده است. بنابراین هر وقت كه می‌گوییم «السلام علیكم» در حقيقت آن امانت را ارائه می‌دهیم. همان امانتی كه وقتی به آسمان‌ها و زمین و كوه‌ها داده شد نتوانستند آن را تحمل كنند. «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً» ما اين امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند. انسان آن امانت بر دوش گرفت، كه او ستمكار و نادان بود. (سوره احزاب، آيه: 72)

نتیجه بحث

بنابراین ما در سلام دادن چند تا سؤال از خودمان می‌پرسیم. سؤال اول این‌كه آیا حقیقتاً از جانب ما به امام (ع) هیچ گزندی نمی‌رسد؟ اگر می‌رسد باید خودمان را اصلاح كنیم؛ و چه گزندی بدتر از گناه و معصیت. سؤال بعد این است كه آیا تحیت و محبت ما به امام (ع) واقعی و جدی است یا نه؟ و سؤال دیگر اینكه امانتی كه خدای متعال به ما داده است آیا ما ادا كرده ایم یا نه؟

و نكته ای كه در این‌جا وجود دارد این است كه خداوند می‌فرماید: «تو سلام بده؛ من برایت حرمت ایجاد كردم. و برای همین است كه می‌گویم «اشهد أنك تسمع كلامی و ترد سلامی» "شهادت میدهم كه هم كلام مرا میشنوی و هم سلام مرا جواب میدهی".

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."