امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 


بسم الله الرحمن الرحیم
أللّهم صلّ علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السّرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک
أللّهم العَنِ الجِبْتِ و الطّاغوت و ابنتیهما فی الدّنیا و الآخرة.
 
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1) وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (2) وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها (3) وَ اللَّیلِ إِذا یغْشاها (4) وَ السَّماءِ وَ ما بَناها (5) وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها (6) وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7)  فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (9)

قرآن کریم در این سوره به طور متعدد قسم یاد می‌کند. به خورشید ، به درخشندگی خورشید. به ماه  و زمانی نور افشانی می‌کند. به روز و زمانی که درخشان می‌شود. به شب وقتی که همه جا را فرا می‌گیرد. به آسمان و آن‌چه که بنا شده. به زمين و آن‌چه که پهن شده. به نفس و آن‌چه یاد گرفته و فجور و تقوا به او الهام شده است. خداوند متعال به همه آیات آفاقی و انفسی قسم یاد می‌کند که رستگار است آن کسی که خودش را پاک و تزكیه می‌کند، (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها).

بوجود آمدن فضائل و رذائل از خودشان
در آثار و افعال ما دو نوع تکثر وجود دارد، یک تکثر مفید كه مربوط به فضائل و دیگری تکثر مضرّ كه مربوط به رذائل می‌باشد. همیشه در فضائل و رذائل یک حرف کلی داریم و آن این‌که فضائل و رذائل، هر كدام از خودشان زائیده میشوند. مثلا "غضب" یک رذیله است كه این صفت رذیله از "حسد" زائیده می‌شود و "صبر" فضیلتی است كه از "حلم" زائیده می‌شود. این نیست که ما يك جایی را فرض کنیم که پاکت‌های متعددی درونش باشد و درون هر پاکت یک فضیلت باشد. نه! ای‌نطور نيست. بلكه فضائل، یک مجموعه هستند كه وقتی پاکت اول را باز می‌کنیم، فضیلت دوم هم درون همان پاکت اول وجود دارد. بنابراین فضائل از فضائل و رذائل هم از رذائل بوجود می‌آیند كه این مطلب در واقع ، همان حقیقت تکثر در اخلاق است.
حال اگر من فضیلتی داشته باشم و از آن فضیلت، مداومت و مواظبت کنم، باعث می‌شود كه از این فضیلت، فضائل دیگری هم بوجود آید. مثلا از فضیلت «اعتدال در غضب»، «شجاعت و غیرت» به وجود می‌آید و از رذیله «افراط در غضب»، «تهوّر» به وجود می‌آید و هم‌چنين از رذیله «تفریط در غضب»، «جُبن و بی‌غیرتی» بوجود می‌آید. می‌بينيم كه همه این‌ها از هم به وجود می‌آیند.

اعتدال قوا برابر است با فضائل
وقتی كه قوای ما در حال اعتدال باشند، ما در عالم فضائل به سر خواهيم برد و هر وقت قوای ما از حالت اعتدال خارج شوند، ما را وارد عالم رذائل می‌كنند. یعنی وقتی قوه شهویّه و غضبیه و ديگر قواها، حتی قوه عاقله و واهمه، اگر از حالت اعتدال خارج شوند باعث بوجود آمدن رذائل می‌شوند. بنابراین وقتی که ما در حال اعتدال به سر می‌بریم، قلب و روح و نفس و وجود ما "ظلّ الرّحمان" می‌شود و زمانی كه از حال اعتدال خارج می‌شود، به "ظلّ الشّیطان" تبدیل می‌شود كه سایه ای برای شیطان رجیم می‌شود.

هرس كردن قلب از رذائل اخلاقی
حال خدای متعال قسم یاد می‌کند که اگر كسی تزکیه کرد رستگار می‌شود. تزکیه چیست؟ تزکیه در واقع یک نوع اخراج غیر از قلب و یا مانع شدن از ورود غیر حق، به قلب است. این معنای تزكیه است. مثالی را در این باره ذكر می‌كنیم. وقتی که شما در این دنیا زندگی می‌کنید حوادث عالم و قواعد حیات مُلکی، طبعاً برای انسان آلودگی‌ها و تکثرهایی در تظاهر اخلاقیات و خُلقیات ایجاد می‌کند. شما وقتی با افراد جامعه رابطه دارید، طبیعی است که تظاهرات اخلاقی شما هم زیادتر است و زمانی كه روابط شما با افراد کمتر می‌شود، تظاهرات اخلاقی شما نیز کمتر می‌شود. در جایی که تظاهرات اخلاقی انسان زیاد است، تکثر به وجود می‌آید. مانند درختی که کاشته می‌شود و آرام آرام شاخ و برگ پیدا می‌کند و از حیث فضائل، رشد و تکثر پیدا می‌کند، میوه میدهد، عمل صالح بوجود می‌آورد. اما این به آن معنا نیست که هر چیزی که تکثّر پیدا كرد و زياد شد، لزوماً فضیلت هم باشد. کما این‌که هر شاخه ای که از درخت  بروید، برای سال آینده لزوما مفید نیست. بنابراین در کنار فضائل، رذائلی هم وجود دارد که یکی از مهم‌ترین مشخصاتش این است كه شبیه فضیلت است. مثل عزت نفس كه شاخه ای از این درخت است كه گاهی شخص، فکر می‌کند كه عزت نفس دارد در حالی که متکبّر است. شخصی به سیّدالشهدا علیه السلام عرض كرد: چرا متکبرانه راه می‌روی!؟ حضرت فرمودند: نه! با عزت راه می‌روم. فرق است بین راه رفتن متکبرانه و راه رفتن با عزت. عزت را از خدا می‌دانم. در مورد تکبر روایتی داریم كه هر کس تکبر دارد، قبای خدا را  می‌پوشد و خدای متعال إبا دارد كه کسی قبایش را بپوشد. برای همین است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آدم متکبر فردای قیامت مانند مورچه محشور می‌شود تا مردم او را له کنن، و تا آخرين لحظه حسابرسی، زیر پاهای مردم است؛ چون در مقابل حق، متواضع نبوده است. پس می‌بینیم كه در کنار این شاخۀ مبارک که "عزت" نام دارد، شاخه نامبارکی هم وجود دارد كه نام آن "تکبّر" است. هم‌چنین در کنار شاخه رَجاء، شاخه غرور بوجود می‌آید و آن وقتی است که من داشتۀ خودم را در عبادت و عمل صالح، از خودم بدانم و امید داشته باشم که وارد بهشت شوم. در واقع اين اميد نيست بلكه غرور است. اما اگه داشتۀ خودم را در عمل صالح، مستند به خدا بدانم و با اين عقيده، امید به دخول در بهشت داشته باشم، در این‌جا رجاء دارم. بنابراین، در کنار این شاخۀ مبارک، یک شاخۀ نامبارک هم وجود دارد و زیرك آن کسی است که این شاخه های نامبارک را تشخیص دهد و آن‌ها را هرس کند. لذا باغبانِ خوب، كسی است كه درخت میوه اش را خوب هرس کند. قلب ما هم مانند آن درختی است که شاخه های مبارکی دارد و میوه خوب هم می‌دهد و در كنار این‌ها، شاخه های نامبارک هم دارد که این شاخه های نامبارک، قوای شاخه های مبارک را می‌گیرد و میوه ها را هم خراب می‌کند. لذا شما می‌بینید، آن درختی که هرس نمی‌شود، یا میوه ندارد و یا اگر هم میوه دارد، میوه هاش فاسد و خراب است و قابل استفاده نیست. اگر من قلب و عمل و میوۀ عبادتم را هرس نکنم، فردای قیامت، میوه ای ندارم تا آن را بچینم. اگر نمازم مرا از فحشاء و منکر نجات نمی‌دهد معلوم است كه در کنار نمازم مشکل و شاخۀ هرزه ای وجود دارد كه به من اجازه نمی‌دهد به آن غایة القصوای خودم برسم.
بنابراین اول كاری كه باید انجام داد «هرس» است. و این معنای تزکیه است. وجه تسمیه «زکات اموال» كه به معنی  پاک کردن مال ناپاک است هم به همین جهت است. مال را از ناپاکی و ناخالصی پاک می‌کنیم و این مال هم مثل همان درخت است. همانطور كه درخت را قیچی می‌کنیم تا ناپاکی هایش را برداریم، در اموال هم، هر آن‌چه که مال خودمان نیست و مال غیر است را جدا می‌کنیم؛ چون در حقیقت متعلق به فقرا می‌باشد و مال ما نیست. در خمس هم همین‌طور است. لذا وقتی مال را پاک می‌کنیم، یعنی مال را هرس می‌کنیم. وقتی تقوا را رعایت می‌کنیم، یعنی دل را هرس می‌کنیم .
بنابراین یکی از ارکان مهم فلاح و رستگاری تزکیه و تخلیه است. تخلیه چیست؟ عبارت است از هرس کردن قلب به این صورت كه ببینم در جوارح در جوانح‌مان چه مزاحم‌هایی وجود دارد؟ برای میوه گرفتن از عملم، اولا آن‌ها را تشخیص دهم و بعد آن‌ها را قیچی کنم و هرس کنم.

تنها راه حل مقابله با رذائل و بدیها، عمل به ضد آن‌هاست
حال چطور می‌توانیم این شاخه ها را هرس کنیم؟ مطلب بسیار مهمی كه باید بسيار قابل اهميت باشد اين است كه رفع و دفع و از بین بردن رذائل، منحصر در «عمل به ضد» آن‌هاست. بنابراین برای هرس کردن آن‌چه که در كنار بقیه شاخه ها در قلب بوجود آمده است این است كه من باید به ضد آن عمل کنم. وقتی كه شما می‌خواهید آن شاخه را ببُرید، بدیهی است كه آن شاخه، دلش نمی‌خواهد كه بریده شود و همین‌طور ممکن است كه شخصی از کنار شما رد شود و به شما بگوید: چقدر بی رحم هستید كه شاخه درخت را جدا میكنید؟ مسلما این شخص اعتنا ندارد که شما در حال تزکیه درخت هستید. این تزکیه ممکن است كه با طبایع بشری مُلکی ما سازگار نباشد. یعنی گاهی ممکن است كه طبع من نپذیرد به کسی که تا دیروز با غرور نگاه می‌کردم از امروز با تواضع به او نگاه کنم. قطعا طبیعت من چنین چیزی را نمی‌پذیرد. اما چون این كار موافق فطرت است، و خدای متعال عنایت می‌کند  تا انسان اين كار را انجام دهد پس باید هرس کنیم و اضافات رو جدا كنیم. و زمانی كه اضافات را بریدیم، به ضدّشان عمل کردیم. چون او می خواسته كه بماند ولی ما او را جدا كردیم. مثلا او تظاهرش به نحوی است که در قلب من عُجب تولید میکند و من باید این تظاهر را برگردانم، به نحوی که در قلب من بجای عُجب، اخلاص تولید کند.

پس «تخلیه» یکی از ارکان تزکیه شد. ان شاء الله اگه عمری باقی بود، بقیه مطلب را در جلسه بعد عرض خواهیم كرد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته      
                                                                قم؛ بیت الزهراء   27/۷/88

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."