منو کاربری
حدیث روز
قالَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ
ارزش هر کسى آن چیزى است که نیکو انجام دهد.
مطالب جدید سایت

PostHeaderIcon سفرنامه

PostHeaderIcon مدينه شهري عجيب (قسمت ششم)


سخن در مورد اداره امر بمعروف ونهي ازمنكر است لذا به معرفي اين تشكيلات اقدام نموديم نكته جالب توجهي در اين باره وجود دارد كه ذكرش خالي از لطف نيست اين است كه بيشتر مأموريني كه براي اداره امربمعروف ونهي از منكر بكار گرفته مي شوند، جواناني هستند كه سن اكثر آنها كمتر از 25سال است و اين مطلب بخوبي از ظاهر آنها معلوم است اينها كساني هستند كه وظيفه دارند اشاعه معروف وجلوگيري از منكر را در آن جماعت نهادينه كنند !

حال مسئله مهم اين است كه علت اين انتخاب چه مي تواند باشد ؟ و به چه دليل تقريبا تمامي مأموران امر به معروف ونهي از منكردرمدينه منوره ونيز مكه مكرمه را جوانان تشكيل مي دهند؟ و چه مزيتي در اين امر وجود دارد؟

براي جواب گوئي به اين مسئله لازم مي دانم به يك حقيقت مفيد و يك واقعيت تلخ اشاره كنم .

حقيقت اين است كه در نسل جوان ظرفيتهاي بسياري است كه بخاطر كم تجربه بودنشان مورد تغافل قرارمي گيرند ؛ چقدر خوب است كه جوانها وارد عرصه هاي جدي در جامعه شوند ولازم است كه بزرگان و مسئولان هر جامعه اي به جوانها بهاء داده و آنها رابا وظيفه خطيروجديشان آشنا كنند تا اين نسل فعال وتلاشگرامكان يابد تا مسئوليتهاي گوناگون ونقش واقعي خويش را درجامعه ايفا نمايد، وچنانچه اين اتفاق بيفتد جامعه حركت شتابان تري را به سوي كمال خوهد داشت. بنابراين اصل استفاده از جوانان در عرصه هاي جدي امري ممدوح ونشاندهنده آينده نگري متوليان امر است .

اما در كنار اين واقعيت كه در نگاه اول توجه انسان را بخود جلب مي كند و در مواقعي حجاج عزيزهم بعنوان يك امتيازبه آن مي نگرند ، حقيقتي وجود دارد كه انسان را دعوت به نگرش با بصيرت مي نمايد.

همانگونه كه عرض كردم نكته جالبي كه توجه حقير را جلب كرد اين بود كه ميانگين سني اين افراد كمتر از بيست وچند سال است تا آنجا كه بيشتر اين افراد به سن داشتن محاسن هم نرسيده اند.

اگرچند نكته مستند وساده را كنار هم بچينيم به پشت اين پرده نچندان عميق براحتي پي خواهيم برد .

اولا : اين تشكيلات زيرنظر مستقيم علماي سلفي اداره شده وراهبرد فكري حاكم برآن توسط آنها ارائه مي شود بنا براين و با توجه به پرونده سياه وهابيت در ارتباط با شيعه و افراط بيش ازحد آنها درتكفيرشيعه كاملا طبيعي است كه كساني مي توانند دراين اداره و سيستم وارد شوند كه دراعتقاد با سلفي ها كه عبارت است از دشمني بي حد وحصر و خلاف منطق وانصاف با شيعيان پاكباخته و مؤمنان واقعي به اسلام موافق بوده وخود را تابع اين فكر متحجر بداند .

ثانيا: جوانهائي كه دراقصي نقاط مسجد النبي و مسجد الحرام بعنوان مأمورين امربه معروف و نهي ازمنكرديده مي شوند اغلب همان دانش آموزاني هستند كه در مدارس ضد شيعي و تكفيري وهابيت مثل جامع مدينه و دانشگاه ملك فهد و امثال اينها تعليم ديده و تربيت شده اند ؛ آنچه كه آموخته اند اين است كه شيعه كافر، مرتد ،و دشمن اسلام بوده و با يد از بين برود حتي مي آموزند كه هركس شيعياني را بقتل برساند درآغوش رسول خدا جاي گرفته و قطعا اهل بهشت است !!!!!!! .

ثالثا: اصل اوليه آموزه هاي سلفي بغض وكينه شديد نسبت به محبين و شيفتگان واقعي اسلام ناب محمدي است . حال تصور كنيد كسي را كه با اين بينش از كودكي تا جواني بزرگ شده باشد چگونه با ما روبرو مي شود ؟

رابعا : كساني كه با اين خصوصيت رشد مي كنند طبيعتا نمي توانند يك نگاه جامعي به مصالح و مفاسد داشته باشند. واصولا امكان بهره مندي از يك معرفت جامع ديني براي اين افراد وجود ندارد ؛ اين بدان معنا است كه قشري از جامعه سعودي كه بخشي از جوانان آنها را تشكيل مي دهند اصلابراي ضديت با شيعه تربيت شده و امكان انجام هركاري براي از بين بردن شيعيان امير المؤمنين عليه السلام از ناحيه آنها محتمل است ؛ لذا مي بينيم كه امروزه عملياتهاي انتحاري در نقاط مختلف ممالك اسلامي توسط جواناني از اين دست وحتي در مواردي توسط افرادي كه مبتلابه عقب ماندگي ذهني هستند صورت مي گيرد .و در هر كدام از اين انفجارات تعداد زيادي از افراد بي گناه به خاك وخون كشيده مي شوند.

و اين نتيجه آموزه هاي افراطي سلفي ها ست كه با حمايت صهيونيزم بين الملل انجام مي شود .

نتيجه اين تعليمات را بنده در برخوردهاي اينها در مسجد النبي و مسجد الحرام به وضوح مي ديدم چند نوبت همين افراد خطاب به بنده از واژه هائي نظيرابليس، شيطان ،خبيث و امثال اينها استفاده مي كردند حتي در مسجد النبي صلي الله عليه وآله وسلم يكروز يكي از مأمورين عباي مرا گرفته و با بغض و كينه اي بسيار شديد گفت « رح ايها الخبيث » اي خبيث برو ، و با باتومي كه در دست داشت ضربه اي هم البته آرام به ما زد. اين برخورد درحالي است كه اين افراد هرگز امكان شناخت شيعه و اسلام واقعي را نداشته اند . بهتر بگويم درست مثل اين است كه كسي را در يك اطاق دربسته بدون منفذ قراربدهند و به او اجازه ندهند كه كوچكترين ارتباطي با دنياي خارج برقرار كند . سلفي ها ي بي منطق برخي از جوانان مذاهب مختلف اهل سنت را براي اهداف كثيف خود كه خدمت بي چون وچرا به دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدي است بكار مي گيرند . و اين عمل شنيع بد ترين نوع استثمار و سوءاستفاده از نيروي عظيم جواناني است كه ميبايست آينده اسلام را تضمين كنند . آنها با اين كارامكان بهره مندي ازعقلانيت كه پايه فهم بسياري ازمعارف ديني است را از بخشي ازجوانان مسلمان كه سرمايه اصلي دين محسوب مي شوند ميگيرند . چه خيانتي بالاتر از اين وجود دارد بايد گفت كه سلطنت وهابيت در عربستان و در ميان اقشاري از مسلمانان بشدت شكننده و در حال عفول است كه اين امپراتوري زرو زوروتزويراست و ما مطمئنيم كه اين امپراتوري بزودي درهم خواهد شكست و از پس ابرهاي تيره تبليغات و جنگ ناجوان مردانه آنها خورشيد شرع نوراني ومكتب الهي نبوي و ولوي خواهد تابيد و حقيقت دين آشكار خواهد شد و آنروز دور نيست « يرونه بعيدا و نراه قريبا»

حكايت همچنان باقي است


آخرین به روز رسانی ( سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۹ )

 

PostHeaderIcon مدينه شهری عجيب (قسمت پنجم)



سنگرديگري كه سيستم وهابي عربستان ايجاد نموده تشكيلات موسوم به امر به معروف و نهي از منكراست كه قاعدتا بايد موظف به اشاعه معروف وجلوگيري از منكرباشد ، وصد البته درجائي مثل مدينه منوره كه جايگاه نزول وحي بوده واولين سنگ بناي مديريتي اسلام درآنجا گذاشته شده و آنقدرتقدس ومنزلت معنوي بخود گرفته است كه نام مدينه خود معروفي بزرگ است يك ضرورت غير قابل انكار است ؛ بنابراين لازم است كه فريضه امربمعروف ونهي از منكر بصورت نهادينه ومنسجم و با رعايت تمامي موازين اخلاقي و فقهي اسلام و با جديت درآنجا دنبال شده ودر واقع الگوئي مناسب به ممالك اسلامي براي نسخه برداري ارائه شود . در مدينه و مكه و در داخل حرمين شريفين افراد بسياري با لباسهاي مخصوص سعودي ودربرخي مواقع بصورت نظامي يا شبه نظامي مشاهده ميشوند كه بازوي اجرائي اين اداره را تشكيل مي دهند.

يكي ازوظايف اساسي اين اداره مراقبت تام از شيعيان وخصوصا ايرانيها است وهراقدامي را كه تشكيلاتي و سازمان يافته تشخيص دهند با آن بدخورد خواهند كرد، ازاين رو تا جائي كه برايشان مقدورباشد جمع هاي زائران را به انحاء و بهانه هاي متنوع متفرق مي سازند وحتي در موارد ي ملاحظه شده كه با روحانيان عزيزما ن كه مشغول بيان و توضيح مسائل مرتبط با اماكن متبرك و يا اعمال و آداب حرمين شريفين وراهنمائي زوارهستند را مورد اذيت و آزارقرارداده وموجبات زحمت اين عزيزان را فراهم مي كنند . به عبارت ديگر و درواقع جمع شدن شيعيان در يك مكان حتي براي اقامه يك امر عبادي مثل زيارت بصورت دستجمعي و برنامه هاي ديگر از نظر آنها يك منكر و قابل تعقيب است .

بياد دارم كه روحاني كارواني درمسجد الحرام مشغول توضيح دادن اماكن مختلف مسجد براي زائرين بود كه توسط مأمورين امربه معروف و نهي ازمنكر دستگير وبه زيرزمين مسجد منتقل شد و بيش از يك ساعت مورد بازجوئي و آذيت قرار گرفت و زماني هم كه آزاد شد متوجه شديم از او تعهد ي مبني برعدم برگذاري اين گونه جلسات گرفته بودند.

قريب به اتفاق حجاج عزيزاز اين قبيل برخورد ها اطلاع كافي و خاطرات فراوان دارند . البته بايد اضافه كنم كه اين برخورد بيشتر در مسجد النبي صلي الله عليه وآله و سلم و قبرستان بقيع كه امكان ارتباط حجاج با يكديگر زياد است ديده مي شود .

بهرحال ظاهرا مأموريت اين افراد حراست ازمعروف و ممانعت از ارتكاب منكر است اما در باطن بشدت مراقب ومواظبند كه كسي از فرهنگ شيعي چيزي نگويد ونشنود تا مبادا مردم ملل ديگر نداي آزادي بخش و حريت سازوعزتمندانه شيعه را شنيده وبه ارشاد عقل و فطرت به اسلام ناب محمدي گرويده وبرطبل رسوائي صهيونيزم ملبس به لباس اسلام بكوبند ، بنا براين كاملا مراقب جمع هاي شيعيان مخصوصا ايرانيها هستند .

به همين جهت حراست از حرمين شريفين بيشتر در خدمت اهداف و تندرويهاي وهابيت است تا امنيت حرم !!!!!‌

البته خودشان هم مي دانند كه در مقابل منطق بي بديل و الهي شيعه كه منبعث ازمنبع عالي وحياني است و درياي علم بي كران ائمه هدي عليهم السلام هيچ كاري نمي توانند بكنند .

فرقه ضاله و عقب مانده اي كه اساس باورشان تكفير ديگران و تشويق به خشونت و خونريزي و سنگدلي استوار است هرگز نمي تواني در مقابل سيل بنيان كن هدايت مقاومت كند .

آنها نمي توانند در برابرعلم و حلم شيعه بايستند لذا به ناچار دست به اقدامات غير عقلائي وبي منطق مي زنند ؛ وراي اين انفعال واقدامات خارج از قاعده نشان دهنده وحشت زائد الوصف سلفي ها از گسترش فرهنگ بالنده شيعي است اين حقيقتي غير قابل انكار است كه صداي حزين صديقه طاهره سلام الله عليها نه در مدينه كه در تمامي عالم طنين انداز شده و روزبه روزقلبهاي بيشتري را منور مي سازد ؛ اين امر درعين حالي كه يك حقيقت است يك واقعيت جاري در سراسر عالم اسلام است . در اين جنگ نابرابرعلم و حلم ظفرمند است. وتجربه تاريخ بارها اين واقعيت را ثابت كرده است.

سخن در مورد اداره امر بمعروف ونهي ازمنكر است لذا به معرفي اين تشكيلات اقدام نموديم نكته جالب توجهي در اين باره وجود دارد كه ذكرش خالي از لطف نيست و آن اينكه .........

حكايت همچنان باقي است .


آخرین به روز رسانی ( سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۶ )

 

PostHeaderIcon مدینه شهری عجیب (قسمت چهارم)



شهر نسبتا بزرگ مدینه، ظاهرا منطقه آرام و ساكتی است. به نظر می آید همه چیز سر جای خودش مستقر شده و مشكلی نیست. از فضای دلنواز مسجد النبی  و آرامش زاید الوصف زیارت و شكوه نمازهای جماعت آنجا و شلوغی اطراف ستون توبه و محراب و منبر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن خواندن مسلمانان و زیبائی كم نظیر مسجد و حرم و حیاطی كه آنرا احاطه كرده، تا مردم بسیاری كه برای زیارت مشتاقانه و با تحمل رنج سفری طولانی به آنجا آمده و از صفای فوق العاده مسجد و حرم مستفیض می شوند، تا هتلهای لوكس و مجهز اطراف حرم مطهر نبوی و خدمت كاران رنگارنگ محلهای اقامتی و مدیریت مدیران ایرانی هتلها كه زحمات فراوانی را متحمل می شوند و انسجام نسبتا خوب و مطلوب كاروانها و بازارهای فراوان و فروشگاههای بزرگ كه به بركت خریدهای زوار از رونق خیلی خوبی برخوردارند، تا مأمورینی كه دائما در محوطه های اطراف مسجد مشغول گشت زدن بوده و همه امور را زیز نظر دارند، تا ...... خلاصه همگی نشان می دهند كه مدینه شهری بسیار آرام و بدون هیچ گونه تنش یا نا آرامی است و هر كسی مشغول كار خود بوده و با دیگران كاری ندارد .

اما در ورای این آرامش و ظاهر ساكت، جنگ تمام عیار و درگیری بسیار شدیدی در این شهر در جریان است؛ جنگی كه در آن فقط یك طرف، حق جنگیدن دارد و طرف دیگر حتی حق دفاع از خود را ندارد جنگی كه لایه زیرین این خطه نورانی و الهی را تماما به خود اختصاص داده است و تقریبا همه فعالیتهای رسمی و دولتی را تحت الشعاع خود قرار داده است. تا آنجا كه گوئی همین سكوت و آرامش در سطح مدینه بخشی از سناریو و طراحی اطاق جنگ وهابیت است . آنها در جای جای مسجد و اطراف آن با ایجاد سنگرهای چند لایه و خاكریزهای ظاهرا مستحكم، به جنگ كسانی می آیند كه تنها قصدشان زیارت نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه مظلوم بقیع علیهم السلام است و با صداقت و صفای باطن خود را به این منبع نورانی رسانیده اند تا از زلال جاری آنجا بهره مند شوند .

البته در این جنگ زائران خالص، واكنشها ی كاملا طبیعی از خود نشان می دهند كه موجب فرو ریختن همه سنگرهای تو در توی دشمن شده و آنها را وادار به انفعال می كند .

سنگرهای متعدد سلفی ها همگی در جبهه فرهنگی ایجاد شده اند. البته در مواردی هم از ظواهر شبه نظامی و حتی نظامی استفاده می كنند كه علامت شكست آنها است .

یكی از این سنگرها كه فعالیتی نسبتا قوی هم دارد تهیه و توزیع محصولات فرهنگی، خصوصا كتاب است؛ ولی نه در جهت شكوفائی فرهنگی جامعه هدف بلكه برای هدم و نابودی فرهنگ اصیل اسلامی كتابهائی تحت عناوین مختلف و البته جذاب مثل توحید، خداشناسی و غیره را در بین زوار و خصوصا شیعیان به زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی در شمارگان بسیار زیاد و ارقام نجومی توزیع می كنند. محتوای تمامی آنها حمله یكطرفه به مكتب اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین بوده و كاملا عاری از استدلال و منطق است. به همین جهت بشدت از مباحثه كردن در مورد آنها فراری بوده و فقط حجم این كار برایشان مهم است. دوستی می گفت سالانه چند ميلیون جلد از این كتب را بین زوار تقسیم می كنند .

جالب تر اینكه مدیر كاروان ما می گفت به ما اجازا نمی دهند كه تعدای كتاب با خودمان به اینجا بیاوریم ،  حتی زمانی كه بنده به مدیر هتل محل اقامتمان در مدینه عرض كردم كه بهتر است در هتلهائی كه ایرانیها حضوردارند كتابخانه هایی ولو كوچك ایجاد شود، ایشان در جواب گفتند اینها اجازه این كار را نمی دهند و اگر هم مختصری فراهم شده به بركت زحمات دوستان عزیزی است كه اقدام به این كار می كنند ، بنده خدا راست می گفت چه اینكه در هتلی كه در مدینه بودیم با وجود بزرگی آن، فقط در طبقه ای كه برای غدا خورد معین شده بود حدود بیست جلد كتاب وجود داشت، آنهم راجع به اعمال حج و عمره و احكام مربوط به آن بود. بنابراین عملا خبری از كتاب نبود . و یا در مكه یك قفسه كتاب در گوشه ای از سالن همكف بود كه اولا دید كافی نداشت و ثانیا در جای مناسبی نبود و از طرفی فقط كتابهای حاوی فتاوای فقهی و برخی از معارف حج بود كه بسیار كم و ناچیز هم بود. مدیران زحمت كش ایرانی هرگاه با اعتراضی روبرو می شدند با ناراحتی و تأسف فراوان اظهار می داشتند كه اجازه این اندازه را هم به زحمت گرفته ایم .

ملاحظه می كنید كه از طرفی میلیونها جلد كتاب را علیه كیان نورانی شیعه در موسم حج و عمره توزیع می كنند و هر گونه قضاوت نا عادلانه ای را برای خود محفوظ میدانند و ما را با موجی از تهمت و افترا مورد هدف قرار می دهند و از طرفی نه اجازه نشر و نه انتقال تعدادی كتاب ولو محدود از ایران به عربستان را میدهند و نه میگذارند در هتلهائی كه ما هستیم كتابحانه كوچكی هم داشته باشیم . حتی اگر بخواهیم چند جلد كتاب با خود ببریم می بایست آنها را بین البسه و وسایل دیگر جاسازی كنیم كه خیلی جلب توجه نكند و چنانچه از كسی كتابی بدست بیاورند كه تعلق به فرهنك اهل بیت علیهم السلام داشته با شد با او بشدت برخورد می كنند 



این برخورد گذشته از آنكه یك انفعال و از هم گسستگی بزرگ است كه در بخشهای دیگر به آن خواهیم رسید ایجاد یك جنگ نابرابر و ناجوانمردانه است. یادم نمی رود كه خانمی را به جرم داشتن كتاب دعا در قبرستان بقیع بشدت و وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دادند، بگونه ای كه بعدا شنیدیم دراثر ضربه مغزی در بیمارستان بستری شده است. اگر یك هزارم میلیگرم انسانیت و انصاف می داشتند اینگونه برخورد نمی كردند.

در كنار این مطلب لازم است كه اشاره كنم كه در كتابفروشیهای آنها هم هیچ اثری ازكتب تألیفی و تحقیقی شیعه به چشم نمی خورد ولی در عوض بخش وسیعی از فضای كتابفروشی به فروش كتب وهابی و ترویج دشمنی با مكتب شیعی اختصاص دارد. این در حالی است كه هركس كه بخواهد تحقیقات و تألیفات اهل سنت را كه وهابیون خود را به دروغ سنی می نامند یافته  و مطالعه كند می تواند در همین شهر مقدس قم به راهتی تهیه نماید و این عمل نه برای تبلیغ كه برای بصیرت دادن به جامعه رو به رشد اسلامی است و همواره مورد تشویق علمای ما بوده و هست. به همین دلیل در كتابخانه های شخصی و عمومی شیعه كتب اهل سنت به وفور مشاهده می شود ، كه نشان دهنده اعتقاد راسخ ما به حقانیت مكتب الهی رسول الله و اهل بیت شریف ایشان سلام الله علیهم اجمعین است و البته از آنطرف نشان دهنده اعتقاد راسخ وهابیت به بی محتوا بودن اعتقاداتشان است . خودشان بهتر از هر كس می دانند گرایشی غیر اسلامی و صهیونیزمی بر تفكراتشان حاكم است و الا چه دلیلی داشت كه این همه دشمنی با حق و عدالت بوجود بیاورند.

راستی اگركتب ما هم در مدینه مثل كتب آنها در قم در دسترس همه بود و ما اجازه می داشتیم فقط زیارت جامعه كبیره را تكثیر كرده ودر اختیار مردم آن سامان بگذاریم و در كتابفروشی های آنها نهج البلاغه و صحیفه سجادیه موجود بود و كتب فقهی و اعتقادی و اخلاقی فقیهان و متكلمان و عالمان ربانی  شیعه درآنجا در معرض استفاده عموم قرارمی گرفت؛

امروزه مدینه چه حال و هوائی به خود گرفته بود ؟ و اطراف بقیع چه خبر بود؟

حكایت همچنان باقی است .

آخرین به روز رسانی ( سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۷ )

 

PostHeaderIcon مدینه شهری عجیب (قسمت سوم)



هر حزب و گروه و دسته ای معمولا دارای یک قانون و قاعده معین و معلوم هستند و خود را هم ملتزم به آن دانسته و دفاع همه جانبه از آن را حق خویش می دانند حال چه قانون مد نظر مورد حمایت عقل و دین با شد وچه نباشد . البته اصل بودن قانون خوب است اما بشرطی که نافی عقل و دین نباشد .

برخی از گروهها علاوه بر قوانین موضوعه مطرح و اعلام شده قواعد و قوانین نانوشته و اعلام نشده‌ای هم دارند که گاه در طول قوانین رسمی و گاه در عرض آن و گاهی اوقات حتی مقدم بر قواعد اعلام شده هستند .

فرقه ضاله و گمراه وهابیت از آن‌دسته گروه‌هاست که دو قانون نوشته و ننوشته دارد و اصل هم بر تقدم قانون ننوشته است(البته هر دو قاعده آن‌ها در یک جهت و برای هدم و نابودی دین ایجاد شده‌اند).

این‌ها با صدای بلند اعلام کرده و می کنند که هر کس که مرد و از دنیا رفت دیگر وجودی ندارد و نباید به او سلام داد. یادم می آید که در قبرستان بقیع یکی از شیوخ مواجب بگیر روی یک بلندی رفته و مدام ملت را نصیحت می کرد (گذشته از آنکه هیچ کس به بافته هایش اهمیتی نمی داد ) او می گفت: کسی که از دنیا رفته است دیگر در این جهان حضور ندارد و در عالم دیگری ساکن شده است و سلام دادن به او کاری بیهوده و متحجرانه است ، بخاطر دارم که می گفت : حسن هم مثل پیامبر و شیخین مرده است بجای اینکه به یک مرده !!! سلام دهید بروید نماز بخوانید ! .

این مطلب را همه روزه توسط شیوخ دست نشانده بنی سعود در بقیع و با شیوه های گوناگون به مردم القاء می کنند .

(( من در صدد ایجاد چالش علمی با این گفته نیستم چون خود آنها هم بخوبی می دانند که منطق قرآن با ایشان مخالف است روشن ترین مدرک این مخالفت آیه 15 سوره مبارکه مریم است که خداوند به یحیی علیه السلام در قرآن سلام میدهد آن هم به زمان حیات و ممات و برانگیخته شدنش از قبر، و در آیه 32 همان سوره از عیسی علیه السلام حکایت می کند که به روز تولد و مرگ و مبعوث شدنش سلام می فرستد ، و واضح تر از اینها آیه مبارکه 79 از سوره مبارکه صافات است که می فرماید : سلام علی نوح فی العالمین و در آیه 108 همین سوره مبارکه می فرماید : سلام علی ابراهیم و باز در آیه 119 سوره مذکور می فرماید : سلام علی موسی و هارون و در آیه 180 می فرماید : و سلام علی المرسلین .

در آیات فوق خداوند به انبیاء که بندگان شاخص و خالص بودند سلام می کند آنهم در قرآن یعنی سالها پس از مرگ این پیامبران ( البته بجز عیسی علیه السلام که به اذن الله هنوز زنده هستند ).

خدا می داند به گونه ای این تبلیغات را هم  پر رنگ می کنند که ممکن است برای بعض افراد کم اطلاع هم ایجاد شبهه کند .

تا اینجا قانون نوشته شده است و آنهم این است که هر کس از دنیا رفت دیگر نباید به او سلام داد !!!!!

همین آقایان  باصطلاح با سواد که فکر می کنند هر کس عرب زبان بود از دین و شریعت اسلامی سر در می آورد و بس، در جای دیگری عملی کاملا برعکس دارند ؛ وقتی که زائر وارد روضه منوره می شود و برای زیارت قبر پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله وسلم  مشرف می شود با پنجره های مشبکی روبرو می شود که مشرف به قبر رسول خدا و خلیفه اول و دوم است  بالای پنجره مشرف به قبر پیامبر تابلوی مدور کوچکی نسب شده و روی آن نوشته است « سلام علی رسول الله » و پنجره دیگر که با لای قبر آن دو نفر قرار دارد دو تابلو دقیقا نظیر تابلوی قبلی وجود دارد که روی یکی نوشته شده « سلا علی ابی بکر » و روی دیگری آمده است « سلام علی عمر بن خطاب » سئوال اساسی که مطرح است این است که این تناقض آشکار را چگونه باید جمع کرد باید  عوامانه گفت که اینها دم خروس به این بزرگی را می خواهند کجا مخفی کنند .

اگر سلام دادن به میت حرام است و کار بی ارزشی است پس چرا با لای قبر آن دو نفر  آن دو جمله را نوشته اند ؟

اگرجایز است پس تبلیغات گسترده و استخدام مشتی مزدور گرسنه از کشورهای دیگر برای منع مردم از زیارت و سلام دادن به امام معصوم چه معنائی می تواند داشته باشد ؟

اگر سلام دادن به افراد صالح فقط جایز است چه کسی صالح تر و صادق تر از ائمه بزرگوار بقیع ؟

اگر ایشان را العیاذ بالله صالح نمیدانند پس چرا در تبلیغاتشان تأکید می کنند که محب اهل بیت پیامبرند ؟

اگر وقوف در مقابل قبر حرام است پس چرا وقوف کنندگان در مقابل قبر آن دو نفر که البته از آنهمه جمعیت شاید به تعداد انگشان دست هم نمی رسد و معلوم نیست که متن نجوایشان چیست ممانعت بعمل نمی آورند.  تازه احترام هم می کنند البته در مورد وقوف در مقابل قبر نبی مکرم اینچنین نیست و خیلی زود افراد را متفرق می کنند ، این مسئله را من چندین بار آزمایش کردم در مقابل قبر آندو حدود ده دقیقه ایستاده و مشغول تسبیح خداوند بودم و احدی با من برخورد نکرد اما در مقابل قبر پیامبر یک دقیقه هم نشده بود که جوانی با لباس سعودی آمد و خواست که حرکت کنم ،

حکایت همچنان باقی است...

 

PostHeaderIcon سفرنامه حج

خداوند متعال توفیق زیارت مکه مکرمه و مدینه منوره را نصیبم فرمود که رهاورد بسیاری داشت و حقیر قصد دارم برخی از آنها را متناوبا در این صفحه قرارداده و بنویسم و البته منتظر نظرات عزیزانم هستم .

و امید وارم که خداوند همه مشتاقان زیارت شهر فاطمه سلام الله علیها را دعوت فرموده و قلبشان را از فیض ربانی بیت الله الحرام و حرم نبی مکرم و اهل بیت مملو معرفت فرماید انشاءالله.

آخرین به روز رسانی ( پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۷ )

 
<< ابتدا < قبلی 1 2 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 2