سخن در مورد اداره امر بمعروف ونهي ازمنكر است لذا به معرفي اين تشكيلات اقدام نموديم نكته جالب توجهي در اين باره وجود دارد كه ذكرش خالي از لطف نيست اين است كه بيشتر مأموريني كه براي اداره امربمعروف ونهي از منكر بكار گرفته مي شوند، جواناني هستند كه سن اكثر آنها كمتر از 25سال است و اين مطلب بخوبي از ظاهر آنها معلوم است اينها كساني هستند كه وظيفه دارند اشاعه معروف وجلوگيري از منكر را در آن جماعت نهادينه كنند !
حال مسئله مهم اين است كه علت اين انتخاب چه مي تواند باشد ؟ و به چه دليل تقريبا تمامي مأموران امر به معروف ونهي از منكردرمدينه منوره ونيز مكه مكرمه را جوانان تشكيل مي دهند؟ و چه مزيتي در اين امر وجود دارد؟
براي جواب گوئي به اين مسئله لازم مي دانم به يك حقيقت مفيد و يك واقعيت تلخ اشاره كنم .
حقيقت اين است كه در نسل جوان ظرفيتهاي بسياري است كه بخاطر كم تجربه بودنشان مورد تغافل قرارمي گيرند ؛ چقدر خوب است كه جوانها وارد عرصه هاي جدي در جامعه شوند ولازم است كه بزرگان و مسئولان هر جامعه اي به جوانها بهاء داده و آنها رابا وظيفه خطيروجديشان آشنا كنند تا اين نسل فعال وتلاشگرامكان يابد تا مسئوليتهاي گوناگون ونقش واقعي خويش را درجامعه ايفا نمايد، وچنانچه اين اتفاق بيفتد جامعه حركت شتابان تري را به سوي كمال خوهد داشت. بنابراين اصل استفاده از جوانان در عرصه هاي جدي امري ممدوح ونشاندهنده آينده نگري متوليان امر است .
اما در كنار اين واقعيت كه در نگاه اول توجه انسان را بخود جلب مي كند و در مواقعي حجاج عزيزهم بعنوان يك امتيازبه آن مي نگرند ، حقيقتي وجود دارد كه انسان را دعوت به نگرش با بصيرت مي نمايد.
همانگونه كه عرض كردم نكته جالبي كه توجه حقير را جلب كرد اين بود كه ميانگين سني اين افراد كمتر از بيست وچند سال است تا آنجا كه بيشتر اين افراد به سن داشتن محاسن هم نرسيده اند.
اگرچند نكته مستند وساده را كنار هم بچينيم به پشت اين پرده نچندان عميق براحتي پي خواهيم برد .
اولا : اين تشكيلات زيرنظر مستقيم علماي سلفي اداره شده وراهبرد فكري حاكم برآن توسط آنها ارائه مي شود بنا براين و با توجه به پرونده سياه وهابيت در ارتباط با شيعه و افراط بيش ازحد آنها درتكفيرشيعه كاملا طبيعي است كه كساني مي توانند دراين اداره و سيستم وارد شوند كه دراعتقاد با سلفي ها كه عبارت است از دشمني بي حد وحصر و خلاف منطق وانصاف با شيعيان پاكباخته و مؤمنان واقعي به اسلام موافق بوده وخود را تابع اين فكر متحجر بداند .
ثانيا: جوانهائي كه دراقصي نقاط مسجد النبي و مسجد الحرام بعنوان مأمورين امربه معروف و نهي ازمنكرديده مي شوند اغلب همان دانش آموزاني هستند كه در مدارس ضد شيعي و تكفيري وهابيت مثل جامع مدينه و دانشگاه ملك فهد و امثال اينها تعليم ديده و تربيت شده اند ؛ آنچه كه آموخته اند اين است كه شيعه كافر، مرتد ،و دشمن اسلام بوده و با يد از بين برود حتي مي آموزند كه هركس شيعياني را بقتل برساند درآغوش رسول خدا جاي گرفته و قطعا اهل بهشت است !!!!!!! .
ثالثا: اصل اوليه آموزه هاي سلفي بغض وكينه شديد نسبت به محبين و شيفتگان واقعي اسلام ناب محمدي است . حال تصور كنيد كسي را كه با اين بينش از كودكي تا جواني بزرگ شده باشد چگونه با ما روبرو مي شود ؟
رابعا : كساني كه با اين خصوصيت رشد مي كنند طبيعتا نمي توانند يك نگاه جامعي به مصالح و مفاسد داشته باشند. واصولا امكان بهره مندي از يك معرفت جامع ديني براي اين افراد وجود ندارد ؛ اين بدان معنا است كه قشري از جامعه سعودي كه بخشي از جوانان آنها را تشكيل مي دهند اصلابراي ضديت با شيعه تربيت شده و امكان انجام هركاري براي از بين بردن شيعيان امير المؤمنين عليه السلام از ناحيه آنها محتمل است ؛ لذا مي بينيم كه امروزه عملياتهاي انتحاري در نقاط مختلف ممالك اسلامي توسط جواناني از اين دست وحتي در مواردي توسط افرادي كه مبتلابه عقب ماندگي ذهني هستند صورت مي گيرد .و در هر كدام از اين انفجارات تعداد زيادي از افراد بي گناه به خاك وخون كشيده مي شوند.
و اين نتيجه آموزه هاي افراطي سلفي ها ست كه با حمايت صهيونيزم بين الملل انجام مي شود .
نتيجه اين تعليمات را بنده در برخوردهاي اينها در مسجد النبي و مسجد الحرام به وضوح مي ديدم چند نوبت همين افراد خطاب به بنده از واژه هائي نظيرابليس، شيطان ،خبيث و امثال اينها استفاده مي كردند حتي در مسجد النبي صلي الله عليه وآله وسلم يكروز يكي از مأمورين عباي مرا گرفته و با بغض و كينه اي بسيار شديد گفت « رح ايها الخبيث » اي خبيث برو ، و با باتومي كه در دست داشت ضربه اي هم البته آرام به ما زد. اين برخورد درحالي است كه اين افراد هرگز امكان شناخت شيعه و اسلام واقعي را نداشته اند . بهتر بگويم درست مثل اين است كه كسي را در يك اطاق دربسته بدون منفذ قراربدهند و به او اجازه ندهند كه كوچكترين ارتباطي با دنياي خارج برقرار كند . سلفي ها ي بي منطق برخي از جوانان مذاهب مختلف اهل سنت را براي اهداف كثيف خود كه خدمت بي چون وچرا به دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدي است بكار مي گيرند . و اين عمل شنيع بد ترين نوع استثمار و سوءاستفاده از نيروي عظيم جواناني است كه ميبايست آينده اسلام را تضمين كنند . آنها با اين كارامكان بهره مندي ازعقلانيت كه پايه فهم بسياري ازمعارف ديني است را از بخشي ازجوانان مسلمان كه سرمايه اصلي دين محسوب مي شوند ميگيرند . چه خيانتي بالاتر از اين وجود دارد بايد گفت كه سلطنت وهابيت در عربستان و در ميان اقشاري از مسلمانان بشدت شكننده و در حال عفول است كه اين امپراتوري زرو زوروتزويراست و ما مطمئنيم كه اين امپراتوري بزودي درهم خواهد شكست و از پس ابرهاي تيره تبليغات و جنگ ناجوان مردانه آنها خورشيد شرع نوراني ومكتب الهي نبوي و ولوي خواهد تابيد و حقيقت دين آشكار خواهد شد و آنروز دور نيست « يرونه بعيدا و نراه قريبا»
حكايت همچنان باقي است
آخرین به روز رسانی ( سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۹ )