مدینه شهری عجیب (قسمت دوم)
نماز جماعت تشریع شد تا دلهای مؤمنین به یکدیگر نزدیک شده و مسلمانان از مشکلات یکدیگر آگاهی یافته و به یاری هم بشتابند .
نماز جماعت نماد همدلی همراهی و همزیستی خیل عظیم مسلمانان است که در هیچ آئین و مذهبی مثل و مانند ندارد . نماز جماعت تندیس یگانگی و همرنگی مردم است که هرگز غبار کهنگی و اندراس بر آن نمی نشیند . نماز جماعت بیعت مسلمان با اسلام عزیز است که در هر روز چند نوبت تکرار شده و در تکرارش ملالت و خستگی وجود ندارد، بلکه همیشه تازه و با طراوت است و همین موارد موجب شده است که دین مبین اسلام تأکید فراوان و بسیاری نسبت به آن دارد و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در این باره احادیث فراوانی به یادگار مانده است که هر کدام خود چشمه فروزانی در هدایت است . جا دارد به دو نمونه از آنها اشاره کنیم تا قلوبمان در معرض نورانیت کلمات ائمه علیهم السلام قرار گیرد إن شاءالله
1-عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ قَالَا قُلْنَا لَهُ الصَّلَاةُ فِي جَمَاعَةٍ فَرِيضَةٌ هِيَ فَقَالَ الصَّلَوَاتُ فَرِيضَةٌ وَ لَيْسَ الِاجْتِمَاعُ بِمَفْرُوضٍ فِي الصَّلَوَاتِ كُلِّهَا وَ لَكِنَّهَا سُنَّةٌ مَنْ تَرَكَهَا رَغْبَةً عَنْهَا وَ عَنْ جَمَاعَةِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلَا صَلَاةَ لَه وسائلالشيعة ج : 8 ص : 285
زراره و فضیل میگویند از امام صادق علیه السلام پیرامون نماز جماعت پرسیدیم که آیا واجب است ؟ حضرت فرمودند : جماعت در نمازهای واجب است اما به جماعت برگذار کردن آن واجب نیست ، ولی مستحب است و چنانچه کسی از سر بی اعتنائی و بدون عذر آنرا ترک کرده و در جماعت مؤمنین حاضر نشود نمازی برای او نیست .
در ایجا لازم است با الهام گرفتن از کلام نورانی امام علیه السلام اشاره کنم که این عبارت نورانی تأکید دارد بر اینکه نماز جماعت واجب نیست یعنی حکم وجوبی نداشته و ترکش آثار ترک واجب راندارد و البته باید برآن تأکید داشت بنابراین اجبار به حضور در آن صحیح نیست و آنجاهم که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم قومی را تهدید فرمودند که اگر درجماعت شرکت نکنند خانه آنها را به آتش می کشانند ناظر به مفسده دیگری است که موجب آن شدت عمل شده است به عبارت دیگر می توان گفت ترک جماعت مسلمین آنهم در شرائطی که هنوز نهال نوپای شریعت نیازمبرم به قوام بخشیدن دارد موجب تشتت و تفرقه در صفوف مسلمین می شود و این مفسده ای است که بشدت خطرناک است بنا بر این صرف حاضر نشدن در جملعت تنها دلیل آن نیست به همین دلیل پس از جمع روایات متعدد در این باب احادیث مذبور را حمل به کراهت می کنیم و تأکید رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در واقع ناظر به شرائط خاص زمان و اهمیت فوق العاده و آثار شگرف و بسیار آن است که اگر جامعه اسلامی متوجه ثمرات مبارک آن باشند هرگز آن را ترک نمی کنند از جمله این ثمرات و نتایج فوق العاده درکلام ذیل از وجود نازنین پیامبر نور و رحمت است که می فرمایند :
وَ مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ يَطْلُبُ فِيهِ الْجَمَاعَةَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُونَ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ مَاتَ وَ هُوَ عَلَى ذَلِكَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَعُودُونَهُ فِي قَبْرِهِ وَ يُبَشِّرُونَهُ وَ يُؤْنِسُونَهُ فِي وَحْدَتِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى يُبْعَث
هرکس برای شرکت در جماعت به طرف مسجد برود بپاس هر قدمش هفتاد هزار حسنه و همان مقدار درجه به او داده می شود ، وچنانچه در راه رفتن به نماز جماعت از دنیا برود خداوند متعال هفتاد هزار ملک را مأمور می فرماید تا او را تا در قبر همراه او بوده و ضمن بشارت دادن به او مونس تنهائی او بوده و تا روز قیامت برایش از خداوند طلب بخشش و مغفرت نمایند . وسائل الشیعه ج8ص287
بنابراین نماز جماعت امری نورانی و حائز اهمیت فراوان است که برکنت فراوانی دارد ، اما در عین حال این مسئله موجب نمی شود که تبدیل به یک مراسم اجباری بی روح بشود جماعتی که با زور اسلحه وتهدید بر پاشود فاقد هرگونه خلوص خواهد بود و اصولا خود این اجبار سراسر دافعه است ، و موجب ایجاد واکنش هائی در مخالفت با اصل جماعت می شود و از اسلام دلزدگی ایجاد می کند و از طرفی موجب عسر وحرج نیز هست
وهابیان برای اینکه به دیگران بقبولانند که وارث هرهنگ واقعی و تمدن اصیل اسلام هستند مردم را به زور جریمه وامثال آن در جماعت حاضر می کنند این مردم دیگر انگیزه ای برای بهره بردن از فیض جماعت ندارند برایشان مهم این است که با حکومت مشکلی پیدا نکنند . اصولا جماعت از سر ترس است که شریعت را به بازیچه ای در دست زورمندان قرار می دهد ، هنوز نماز جمعه معاویه که در چهار شنبه برگزار شد و اتفاقا با شکوه هم بود از خاطره تاریخ پاک نشده است.
لازم میدانم به اختصار به مطلبی اشاره کنم و آنهم تفاوت دیدگاه ما و وهابیان در جمع بندی روایات است . شیعه معتق است که میبایست احادیث را با مداقه علمی و رعایت اصول و قواعدی که اهل البیت بنا نهاده اند فهم کرد و برای نیل به این مهم باید تمامی عوامل قابل جمع نظیر محیط وفضای اجتماعی حاکم وزمان و مکان و قرائن کلامی و مقامی داخلی و خارجی و روایات همسو وهمچنین معارض و با در نظر گرفتن مدالیل آیات قرآن کریم و .... و هر چه که در فهم روایت به ما کمک کند را در نظر گرفت این نگاه عقلانی ومورد تأیید شرع با روایت است .
اما اینان فقط به ظواهر بعضی از روایات که از قضا در موارد بسیاری خارج از موضوع و یا موضوعه و جعلی هستند اکتفا می کنند و اصلا توجهی به قرائن و قواعد فهم آن ندارند لذا است که بنیان باورشان دچار چالشهائی بسیار جدی است و از کاروان پیشرفت و مدنیت عقب افتاده و هر لحظه بیش از پیش جا می مانند ، مهم ترین علت این واپس گرائی گران دوری از منبع فیض اهل بیت عصمت و طهارت است و به همین خاطر است که هرگز شیرینی دینداری را نخواهند چشید ظاهر بینی شان آنها را از پیکره جامعه انسانی وایمانی دور ودورتر خواهد کرد از خداوند می خوهیم توفیق فهم دین به ما مرحمت فرماید .
آمین یا رب العالمین
| نظر ها |
|
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
آخرین به روز رسانی ( پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۹ )


