بسم الله الرحمن الرحیم
مدینه
شهری عجیب
مدینه شهر عجیبی ست از یک طرف درخشان ترین پرونده تاریخ را می توان در مدینه دید ، به هر جانبی که نگاه کنید خاطرات مجد و عظمت وشکوه تمدن الهی اسلام که بدست رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بنیانگذاری شد را می توان نظاره کرد؛ مساجد باقی مانده ؛ مناطق درون وبرون این بلد آسمانی و همه آنچه که فریاد می زند روزی کسانی در این شهر زیسته اند که رکن عالم هستی بوده و افتخار بشریت و ازطرفی دیدن این شهر همیشه برای انسان سئوال برانگیز بوده و هست؛ در همان مساجد و اماکن داخل وبیرون مدینه صحنه های باور نکردنی از ظلم و تعدی به ارکان هدایت و صاحبان اصلی آن قابل مشاهده است . تلاش شبانه روزی سلفیهای متحجر و دست نشانده صهیونیزم برای هدم همه اسلام و تهی کردن آن از محتوی و ادعای پوچ خدمت به صاحب حرم از سوی کسانی که دستشان تا مرفق به خون مسلمانان بی گناه و شیعیان مظلوم در اقصی نقاط دنیا آغشته شده است و پنجه کثیف خود را بر رخساره این شهر کشیده اند ؛ این شهر را تبدیل به یکی از عجایب عالم کرده است خلاصه براحتی میتوان زیباترین وزشت ترین صحنه ها را دید .
ازطرفی همین که صدای اذان بگوش میرسد جماعت بسیاری با سرعت و شاید اضطراب به سمت مسجد النبی حرکت می کنند و صفوف نماز در فاصله چند دقیقه ای بسته شده و تمام جماعت منتظر نماز جماعت میشوند . نماز جماعت مسجد النبی خیلی با شکوه است اما روح حاکم بر آن حکایت از یک مدیریت ماشینی و سیستم اداری حد اقل در بخش نسبتا زیادی از جمعیت دارد این مسئله برای من بسیار جالب و قابل توجه بود بنا براین با کنجکاوی خاصی پیگیر شده وسعی در ارضاء حس کنجکاوانه خود نمودم ، با چند نفر از اهالی و کسبه مدینه صحبت کردم نتیجه همان شد که حدس میزدم . با یکی از پارچه فروشهای مدینه که گرم صحبت بودم در اثناء گفتگو گفتم الحمد لله نماز جماعت مدینه خیلی با شکوه برگزار می شود ؛ او سینه ای صاف کرد و گفت : بله همین طور است بعد به اطراف نگاهی کرد و اظهار داشت : در تمام عربستان وقت نماز جماعت تمامی کسبه با ید در نماز شرکت کنند . گفتم : آفرین! یعنی قانون دولتی است ؟ گفت بله ! گفتم: اگر کسی شرکت نکند جه میشود ؟ گفت : دراین صورت مدت یکماه مغازه تعطیل وصاحب آن بازداشت می شود و اگر بار دوم تکرار کند جواز کسب کلا باطل شده و شخص خاطی حق داشتن شغل ندارد. و اگر متخلف غیر سعودی باشد از عربستان اخراج میشود و دیگر حق برگشت به آنجا را ندارد ؛ و ادامه داد که این کار خوبی نیست ما را مجبور می کنند کاری نمیکنند که به میل خودمان و با اشتیاق در نماز حاضر بشویم ، حتی مأمورانی مخصوص این امر هستند که بر حسن اجرای آن مراقبت شدیدی دارند . ساعتی گذست و نزدیک مغرب شد . مغازه دارها با سرعت هر چه تمام تر کسب و کارشان را تعطیل کرده و سراسیمه راهی شدند ، من هم به راهی شدم در همین حال دیدن یکی از افراد نظامی با لباس رسمی به مغازه ای که هنوز تعطیل نشده بود نزدیک شده و با شدت تمام فریاد زد « الصلاه ، الصلاه » و شخص را به طرف مسجد راهنمائی کرد ، دیدن این این صحنه برایم جالب بود ، دین خوروهای انتظامی که دقیقا پیش از آغاز اذان در چهار راهها و مقابل مراکز خرید پیدایشان می شد مسئله ای همیشگی در مدینه است . حتی در مرکز خرین برخی از کسبه یا افراد وابسته به جریان افراطی سلفی مأمور آمار گیری از نحوه شرکت افراد درنماز جماعت هستند ؛ البته یک نحوه مبارزه منفی با این امر وجود دارد آنهم اینکه برخی مغاذه را می بندند ولی مخفیانه در آن میمانند و مشغول استعمال دخانیات و یا استراحت می شوند و بعضی هم به خود زحمت نمی دهند و همان جلو یا حتی داخل مغازه با فتوای علمایشان به امام جماعت اقتدا می کنند.
حکایت همچنان باقی است...